موج 133 مگا هرتز
عمر شریف امام جواد(ع) از 25 بهار و اندی تجاوز نکرد. در همین مدت کوتاه، فعالیتهای حضرت(ع) در ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی و علوی به گونهای بود که پادشاهان عباسی که خود را خلیفه مسلمین میخواندند، نتوانستند او را تحمل کنند و سرانجام آن حضرت را به شهادت رساندند. نام مادر امام جواد(ع)، ریحانه است. آن بزرگوار از برترین بانوان زمان خویش و از طایفه ماریه قبطیّه، همسر گرامی رسول خداست. امام رضا(ع) از ایشان به عنوان بانویی پاکدامن و با فضیلت یاد میفرماید: «ریحانه در قداست و پاکی همانند مریم(س) است.» یکی از لقبهای امام محمدتقی(ع) «جواد» است؛ شاید به این دلیل که همیشه در زندگی به اندک بسنده میکرد و بسیار بخشنده بود. امام جواد(ع) دو دختر به نامهای فاطمه و حکیمه و دو پسر به نامهای موسی و علی(ع) داشت. علی همان امام علی النقی(ع)، امام دهم شیعیان جهان است که پس از پدر بزرگوار خود، رهبری معنوی مردم را به دست گرفت. رنگ سیمای آن حضرت نه بسیار سفید و نه خیلی سیاه بوده است. آن گونه که نقل میکنند، آنحضرت از چهرهای گندمگون و ملیح برخوردار بودهاند. امام جواد(ع) با وجود سن و سال کم، به قدری صاحب فضل، حکمت، علم و اخلاق پسندیده بودند که هیچ یک از بزرگان آن عصر با وی برابری نمیکرد. کمالات آن حضرت مأمون را نیز شیفته خود کرده بود. مأمون که از کمالات، علم و فضل امام جواد(ع) آگاه بود، سخت شیفته آن حضرت شده بود. به همین دلیل، پس از شهادت پدر بزرگوار آن حضرت، امام(ع) را به خراسان فرا خواند و او را مورد احترام فراوان قرار داد و حتی دخترش «امالفضل» را به عقد آن حضرت درآورد. مأمون با توجه به مراتب فضل، علم و کمالات امام جواد(ع)، سخت به او علاقهمند بود. او تصمیم داشت دختر خود، امفضل را به عقد آن حضرت درآورد که با مخالفت شدید بنیعباس روبهرو شد. آنها از ترس اینکه مبادا وقایع زمان ولایتعهدی امام رضا(ع) و زمینه انتقال خلافت به خاندان علوی فراهم شود، مأمون را از این کار بر حذر داشتند. بهانه آنها این بود که امام جواد(ع)، نوجوانی کماطلاع و فاقد دانش دینی و فرزانگی لازم است. بنابراین شایسته نیست که خلیفه، دختر خود را به عقد او درآورد. اما از آنجا که مأمون از کمالات حضرت به خوبی آگاه بود، بر ازدواج آندو پافشاری کرد. او مناظرهای بین امام جواد(ع) و قاضیالقضات، یحیی بن اکثم، ترتیب داد تا دانش و فضل امام(ع) را بر همگان آشکار کند. این جلسه با شکوه با حضور بزرگان، علما، امیران و درباریان تشکیل و با طرح پرسشی از سوی یحیی بن اکثم آغاز شد. حضرت از فرضهای گوناگون سؤال وی پرسید. یحیی از پاسخ باز ماند. آنگاه حضرت، پس از بیان صورتهای مختلف مسئله، به همه آنها پاسخ گفت. بدینگونه، مأمون مقام و منزلت امام جواد(ع) را به آنها نشان داد و سپس دختر خود را به عقد آن حضرت درآورد. امام جواد(ع) مدتی پس از ازدواج با امفضل، به قصد زیارت خانه خدا، به همراه همسر خود از بغداد خارج میشود. چند روز پس از آن، یعنی پنجشنبه سیزده رجب سال 218 هجری قمری، مأمون از دنیا میرود. امام(ع) پس از به پایان رساندن اعمال حج، به مدینه باز میگردد و در آنجا ساکن میشود. یکی از شاگردان امام جواد(ع)، علی بن مهزیار اهوازی است. او نزد امام، مقام والایی داشت. از سخنان امام(ع) به خوبی میتوان منزلت ویژه او را نزد آن حضرت دریافت. حضرت طی نامهای به علی بن مهزیار مینویسد: «تو همیشه مرا شادمان میسازی؛ همانطور که در سخنان تازهات مرا خرسند ساختهای. خداوند از تو راضی شود و تو را شادمان سازد». او وکیل امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بوده است و دارای سیجلد کتاب است. آرامگاه او در اهواز، زیارتگاه خاص و عام است. فضل بن شاذان، از شاگردان امام جواد(ع) است. او اهل نیشابور بوده است و از فقها و متکلمان بزرگ شیعه محسوب میشود که در عمر پر برکت خود، حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب نگاشته است. در اواخر عمر از سوی حاکم وقت، عبدالله بن طاهر، از نیشابور تبعید شد. سرانجام در سال 260 هجری قمری به رحمت خدا پیوست. مزار آن بزرگوار در شش کیلومتری شهر نیشابور است. مردی با خوشحالی به محضر امام جواد(ع) شرفیاب شد. امام(ع) علت خوشحالی او را پرسید. آن مرد گفت: ای پسر رسول خدا، از پدرم شنیدم که میگفت: روزی که خداوند توفیق نیکی به مسلمانی را نصیبت کند، روز خوشحالی و نشاط است. و من امروز موفق شدم که به برادران دینیام نیکی کنم. آنگاه امام(ع) به جان خود سوگند خورد و فرمود: «چنین کاری جای شادمانی دارد؛ به شرط آن که آن را با منّت از بین نبری». روزی مأمون در بین راه به گروهی نوجوان برخورد که امام جواد(ع) هم در میان آنها بود. آنان پس از مشاهده ساز و برگ پادشاهی مأمون، از محل دور شدند. امّا امام جواد(ع)، با آنکه نوجوانی کم سن و سال بود، بر جای ماند. مأمون، علت ترک نکردن محل را از حضرت جواد(ع) پرسید. ایشان در پاسخ فرمودند: «دلیلی برای رفتن نیافتم؛ زیرا نه راه را بر تو تنگ کرده بودم تا با رفتنم راه باز شود و نه مرتکب خلافی شده بودم که از ترس فرار کنم، و میپندارم که تو کسی را بیگناه آسیب نمیرسانی». مأمون وقتی امام جواد(ع) را شناخت، گفت: به حق که فرزند علیبنموسیالرضا(ع) هستی! حسین مکّاری میگوید: زمانی که امام جواد(ع) در بغداد زندگی میکرد، مأمون سخت به وی علاقهمند شده بود و با ایشان در نهایت احترام رفتار میکرد. روزی در محضر امام(ع) بودم و میاندیشیدم که امام(ع) با چنین موقعیتی، دیگر به مدینه باز نمیگردد. امام(ع) که چهرهاش زرد شده بود، نگاهی به من انداخت و فرمود: «ای حسین، نان جو با نمک نیمکوب در مدینه، در جوار حرم رسول خدا(ص) و اهل بیتش، برای من بهتر از آن چیزی است که میبینی». شخصی به امام جواد(ع) نامه نوشت. از امام(ع) خواست برایش دعا کند و درباره چگونگی رفتار با پدرش که فردی ناصبی و بدخو بود پرسید. امام جواد(ع) در پاسخ به نامه او نوشت: «برایت دعا میکنم و از تو میخواهم با پدرت مدارا کنی و موجبات آزار او را فراهم نکنی». حضرت در ادامه نامه او را دلداری داد که «در پس هر دشواری، آسانی است. بردبار باش که پیروزی از آنِ پرهیزکاران است». امام جواد(ع) از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل فرمود: «کسی که مشورت کند، پشیمان نمیشود». مشورت، بهرهگیری از اندیشه و تجربه دیگران است که محصول آن، تصمیمی منطقی، سازنده و خردمندانه است. تلاش، سختکوشی، پشتکار و بهرهگیری از همه فرصتها برای تحقق اهداف فردی و اجتماعی، از عوامل تضمین کننده موفقیت است. بیتردید، همه کسانی که شیرینی دستیابی به مقاصدشان را چشیدهاند، در بهرهگیری از زمان ــ به ویژه فرصتهایی که کارایی انسان را به طرز آشکاری افزایش میدهد ــ غافل نبودهاند. اینان سحرخیزی و آغازیدن کار با نام و یاد خدا را از عوامل توفیق خود میدانند. امام جواد(ع) میفرماید: «پیامبر اکرم(ص) به امیر مؤمنان(ع) فرمودند: یا علی، هر سحر با نام خدا برخیز که خداوند در سحر برای امت من برکت قرار داده است». انسان همواره تحت تأثیر عوامل اضطرابآور بوده است. ولی بشر امروز، در جامعهای گسترده، پیچیده، پررقابت و به دور از معنویت، احساس رهاشدگی و تنهایی مضاعفی دارد و با فشارهای روانی غیر قابل تحمّلی روبه روست. از گامهای اساسی برای کاهش و غلبه بر این وضعیت، پناه بردن به معنویّت حقیقی و اتصال به منبع لایزال الهی است؛ چنانکه امام جواد(ع) فرمودهاند: امیر مؤمنان(ع) خطاب به ابوذر میفرمایند: «به خدا سوگند اگر آسمانها و زمین بندهای را محاصره کند و او پرهیزکاری را پیش گیرد، خداوند راهی برای خروج او از تنگنا میگشاید. ای ابوذر، حق تو را آرام میکند و باطل تو را به وحشت میاندازد.» احساس تنهایی و رهاشدگی، بیماری شایع جوامع امروزی است. سبب چنین عارضهای هرچه باشد، نتیجهای جز فشار روانی و ناکارآمدی فرد و اجتماع ندارد. توصیه اکید متخصصان برای بهبود این بیماری روانی، ورود به محدوده حمایتی خداوند و اعتماد به نفس و توکل به پروردگار است. باید با تلاش فراوان، شادی، قدرت و اعتبار کافی به دست آوریم. امام جواد(ع) میفرماید که امام علی(ع) فرمودند: «هر کس به خدا اعتماد کند، خداوند به او شادی و سرور میبخشد. و هر که به او توکّل کند، او را در کارهایش به میزان کافی یاری میکند». عزت و کرامت نفس، دستیابی به گنجینه ارزشهای انسانی و ورود به وادی نور و روشنایی، واژههاییاند که بشر همواره آنها را برای خود و جامعه خویش میخواسته است. این آرمانها به سادگی به دست نمیآید؛ زیرا در این صورت، انسان به پایان راه میرسد و رکود و سکون بر او چیره میشود. با این حال، به هر میزان که بشر در جهت نیل به آنها پیش تازد، شیرینی بزرگواری و تجربه و نیز لذت روشناییها را بیشتر احساس خواهد کرد. امام جواد(ع) به نقل از امام علی(ع)، رسیدن به این آرمانها و کمالات را در سایه دینداری، دانشافزایی و سکوت خردمندانه میداند و میفرماید: «دین، عزت و علم، گنج و خاموشی، نور است». یکی از عواملی که به فتح قلههای رفیع موفقیت و کامیابی مادی و معنوی میانجامد، پشتکار و بردباری است. تفاوت انسانهای موفق و ناکام تنها در داشتن هدفهای عالی خلاصه نمیشود؛ زیرا تقریبا همه انسانها دارای هدفهای خوب و مطلوبند، ولی تنها برخی که دارای انگیزه کافی، پشتکار و بردباری لازماند، به آرزوهای خود جامه عمل میپوشانند. امام جواد(ع) به نقل از امیر مؤمنان(ع) میفرمایند: «هرکه بر مرکبِ صبر سوار شود، به میدان پیروزی هدایت میشود». پافشاری بر هدف، جهتدار کردن اندیشه و تلاش خستگیناپذیر به میزان بسیار زیادی، تضمین کننده دستیابی به آرزوهاست. کسی که بر رسیدن به هدفی همت میگمارد و بدان متعهد میشود، بیتردید روزی شاهد مقصود را در آغوش خواهد کشید. چنین چیزی، نیاز به چشمپوشی و صرفنظر کردن از بسیاری از تمایلات و خواهشهای آنی دارد؛ خواهشهایی که بر سر راه هدف قرار میگیرند. کسی که برای وصول به اهداف ارزشمند مصمم است، باید روح خویشتنداری را در خود پرورش دهد. نام دیگرِ این توانایی، تقوی است. امام جواد(ع) به نقل از جدّ بزرگوارشان امام علی(ع) میفرمایند: «هرکه نهال تقوی بکارد، میوه کامکاری میچیند». قویترین عامل کنترل انسان برای اجتناب از خلاف، قانونشکنی و بزهکاری وجدان اوست. زمانی وجدان انسان به منتهای توان خود میرسد که خود را در پیشگاه الهی بداند. هرچه وجدان در اثر بیتوجهی ضعیف شود و شخص خود را خارج از محدوده نظارت الهی احساس کند، کمتر برای ترجیح منافع فردی و تمایلات آنی بر منافع اجتماعی و اهداف ارزشمند انسانی به مانع بر میخورد. امام جواد(ع) در اینباره میفرماید: «بدان که همواره در پیشگاه خدایی؛ پس مراقب باش که چگونه رفتار میکنی». اگر مال و غیر آنرا گذرا و چون امانتی بدانیم، هنگام به دست آوردنش، بیش از حد خوشحال نمیشویم و در از کف دادنش بیاندازه بیقرار نخواهیم شد. در نامهای به امام جواد(ع) خبر رسید که مال التجاره گرانبهای ایشان به سرقت رفته است. امام(ع) در پاسخ نوشتند: «جانها و اموال ما، موهبتهای الهی و امانتی از جانب اویند. به هر میزان که از آنها بهرهمند شویم سبب نشاط ماست و آنچه بدزدند یا از دست بدهیم، به گونهای ذخیره ما و موجب اجر و ثواب میشود. از اینرو، باید به خدا پناه برد و بر بیقراری خود چیره شد تا اجرمان تباه نشود». کسانی که به گناه و کجروی بیباکانه ادامه میدهند، خود را خارج از محدوده نظارت و حسابرسی الهی میدانند. غافل از اینکه، هیچکس از گستره قدرت پروردگار بیرون نیست. اینان سرانجام شاهد نتایج زیانبار اعمالشان خواهند بود. به فرموده امام جواد(ع) «گناهکارانی که بر گناه خود اصرار میورزند، گویا خویشتن را آسوده از توجه و تعقیب الهی میدانند. زیانکاران، چنین میپندارد و خود را آسوده میبیند». دشمن عاملی است که موجب زیان، عقبماندگی و تباه شدن انسان میشود. بنابراین هرکس یا هر چیزی که سدّ رشد و بالندگی یا مانع راهیابی ما به موفقیتهای مادی و معنوی، دنیوی و اخروی شود، دشمن است؛ گاه دشمن موجب صدمه جانی و حذف جسمانی فرد میشود، و زمانی راههای وصول به حقیقت و هدایت او را سدّ میکند. چه بسا چنین اقداماتی در پوشش دوستی و با عنوانی خوشایند صورت گیرد. امام جواد(ع) در اینباره میفرمایند: «آن که برای خوشامد تو، راه رشد و هدایت را بر تو پوشیده دارد، با تو دشمنی کرده است». بسیاری از کارهای پنهان و غیر قابل توجیه که برخی قدرتها، دولتها، گروههای اجتماعی و حتی افراد با این تصور انجام میشود که همیشه مخفی و به دور از قضاوت مردم و تاریخ باقی میماند؛ غافل از اینکه خداوند به مردم بصیرتی عمیق و به تاریخ حافظهای تیزبین بخشیده است. این سنّت تغییرناپذیر و جاری خداوند است که به عنوان برترین مراقب، ناظرانی از خود مردم و تاریخ بر آنها گماشته است که مراقب تصمیمات و رفتار خویش باشند. هیچ چیز از چشم پروردگار و دیدگاه تاریخ، پوشیده نمیماند. و چه زیبا امام جواد(ع) فرموده است: «روزگار رازهای نهان را آشکار خواهد کرد». پیچیدگی و گستردگیِ فعالیتها، تخصصی شدن آنها را ایجاب کرده است. موضوعاتی که پیشتر بدیهی و سهل الوصول پنداشته میشدند، امروزه نیاز جدی به آگاهی و دانش تخصصی دارند؛ برای مثال در تربیت کودکان و نوجوانان هرکس به خود حق میداد که تصمیمات تربیتی را به تشخیص خود، اعمال کند؛ در حالی که در وضعیت پیچیده کنونی، این کارها نیاز به دانش اصولی و آگاهیهای عمیق و کارشناسانه دارد. در غیر اینصورت، تلاشها نه تنها به نتایج مطلوب نخواهند رسید، بلکه مشکلات بسیاری را در پی خواهد داشت. به فرموده امام جواد(ع) «هر کس بدون دانش به کاری بپردازد، بیش از اصلاح فساد به بار میآورد.» درشتی و تندخویی در روابط فردی و اجتماعی، موجب ناکامی و اختلال در برقراری ارتباط مطلوب با افراد و گروهها میشود. کسی که خواهان تحت تأثیر قرار دادن دیگران است، راهی جز رفتار احترامآمیز و همراه با سازش و نرمخویی ندارد. در غیر اینصورت افراد از اطراف او پراکنده میشوند. چنانکه امام جواد(ع) میفرمایند: «هرکس نرمخویی و سازش را کنار گذارد، دچار دشواریها میشود» دوستان و معاشران قادرند افکار، احساس و رفتار همنشین خود را تحت تأثیر قرار دهند و آنها را به دلخواه خود دگرگون سازند. اظهار نظر و داوری درباره مسائلی که انسان به خوبی از آن آگاهی ندارد و نتیجهگیری بر اساس گمانهها، نه تنها انسان را متهم به بیان مطالب بیپایه میکند، بلکه او را به پاسخگویی در درگاه الهی وا میدارد. بیشتر این قضاوتها آلوده به افترا و برخاسته از شخصیتی حقیر است که برای اثبات ادعاهای خود، به استدلالهای موهوم و قراین ضعیف متوسل میشود. حاصل چنین تلاشهایی، آمیختن حق و باطل و ایجاد سردرگمی و اختلاف در جامعه و سرانجام اتلاف نیروها، امکانات و قابلیّتهای موجود اجتماعی است. امام جواد(ع) در بیانی روشنگر میفرمایند: «اگر نادان ساکت بماند، هیچگاه مردم دچار اختلاف نمیشوند». تکبر و خودبینی، ویژگی انسانهای عاجز است؛ کسانی که ظرفیتها و دیدگاههایشان چنان کوتهبینانه است که با برخورداری از اندک علم، قدرت، ثروت، مقام یا حتی تقوایی، خود را بزرگ میپندارند و برای دیگران ارزش و اعتباری قائل نیستند. این همه، نشان از خود کمبینی و حقارت فرد است. یکی از عوامل تهدید کننده در اینباره، برخورداری از علم و دانش است که ممکن است افراد ضعیفالنفس را به وادی تکبر و خودبرتربینی بکشاند. در حالی که عالمان خودساخته، نه تنها با فزونی یافتن دانش خود، خویش را نمیبازند، بلکه به زیور فروتنی آراستهتر میشوند. چنانکه سخن امام جواد(ع) گویای این حقیقت است: «آراستگی علم به فروتنی است.» اگر هوش را قدرت انطباق و سازگاری فرد با محیط بدانیم، رفتار مؤدبانه و احترامآمیز را میتوان یکی از جلوههای هوشمندی دانست؛ زیرا چنین رفتاری در هر محیطی پسندیده، و با هر وضعی سازگار، و برای همگان شایان پذیرش است. از اینرو عاقل رفتار نیکو را همواره چراغ راه و راهنمای زندگی خود قرار میدهد و بر سخن امام جواد(ع) پای میفشارد که «ادب نیکو زینت عقل است.» شخص گشادهرو نه تنها موجب انبساط خاطر خود و رضایت از زندگی میشود، بلکه قادر است، این احساس را به افراد پیرامون خود نیز منتقل کند و آنها را در این تجربه خوشآیند سهیم کند. اهمیت گشادهرویی به حدّی است که امام جواد(ع) داشتن این ویژگی را زینتبخش بزرگواران میداند و میفرماید: «گشادهرویی، زینت افراد بزرگوار است». تفکر و اندیشه، مشورت، بررسی همهجانبه، پرهیز از شتابزدگی و نیز برنامهریزی و اقدام قاطعانه همراه با توکل به پروردگار، تضمین کننده موفقیت افراد در دستیابی به اهداف است. امام جواد(ع) در اینباره به سه چیز تصریح میکنند: «پرهیز از شتابزدگی، مشورت و بهرهگیری از نظر دیگران و توکل به خدا پس از تصمیم». آهنگ جدید و زیبای عماد به نام ایران من با دو كيفيت آهنگ جديد و بسيار زيباي اندي به همراه خواننده مشهور آمريكايي ( Bon Jovi ) به نام Stand By Me با سه کیفیت آهنگ جدید و بسیار زیبای شهیاد به نام جوون ایرانی با دو کیفیت کیفیت MP3/128KB سالروز شهادت حضرت امام علی النقی(ع) دهمین ستاره آسمان امامت بر پیروان ولایتش تسلیتباد... سلام خدا بر تو ای دهمین پیشوای معصوم! سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش کرد و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت زده، آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش. امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت. آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است. پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي سمانه است كه بانويی با فضيلت و با تقوا بود. امام هادي (ع) در سن 6 يا 8 سالگي يعني در سال 220 هجري، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادي (ع) با خلفاي معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود. ابن صباغ مالكي در كتابي موسوم به فصول المهمه خطوط واضحي از سيماي تابناك فضايل و ويژگي هاي اخلاقي امام هادي (ع) قهرمان شكست ناپذير عصر متوكل عباسي را ترسيم مي كند! �فضل و دانش امام دهم شيعيان بر اوج قلل بلند پايه عالم بشريت نقش بسته بود و رشته هاي مشعشع آن بر اختران آسمان سر مي ساييد. نيكي ها و اخلاق پسنديده او را نمي توان در شمار عدد ذكر نمود. اما مي شود به افتخارآميزترين آنها كه موجب حيرت است بسنده كرد. او جميع صفات نيك و مفاخر معنوي را يک جا در وجود داشت. ابعاد وسيع و منبع فياض حكمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدين سبب او از ناشايسته ها و آلايش ها به دور و بركنار است.� امام هادي (ع) داراي نفس زكيه و عزمي راسخ و همتي عالي بود كه هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همسان دانست. ابن شهر آشوب از رجال حديث نقل مي كند كه او نيك سرشت ترين و پاك ترين روش را در ميان جامعه دارا بود، راستگوترين افراد جامعه محسوب مي شد، به هنگام سكوت، شكوه هيبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمي گرفت و چون لب به سخن مي گشود، گزيده و نغز مي گفت به طوري كه شعاع كلامش روح آدميان را سحر مي كرد. در وجود مقدس امام هادي (ع) ويژگي هاي اخلاقي پسنديده مي درخشيد. امامت، كمال و دانش و فضيلت و سرشت و اخلاق نيك از فرازهاي اخلاقي اين امام همام است. خداوند به قدرت بي منتها و دانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است كه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه كه راهبران حقيقي بشر هستند، قرار داده است. امام هادي (ع) كه در زمره امامان شيعه و از خاندان رسالت است، نيز از ويژگي دانشي گسترده و جامع برخوردار است، طوري كه سمبل هاي دانش و فرهنگ وي، عقول را حيران و انديشه ها را به اعجاب واداشته است. امام دهم همچون پدران و اجداد بزرگوار خود در علم و دانش سرآمد روزگار بود. درخشش او در مدت حياتش احترامي شگفت در قلوب همگان ايجاد كرده بود. نامه آن حضرت در رد پيروان معتقد به تفويض و جبريون و اثبات عدل و حد مابين جبر و تفويض، از فرازهاي شگفت آور دوره امامت، امام هادي محسوب مي شود و بسيار مورد تعمق و توجه مي باشد. امام هادي (ع) در اين نامه، نظريه پيروان هر دو عقيده را با منطقي ترين اصول مردود اعلام كرده و اسراري از علوم و حقايق آن را پاسخ فرموده است. با توجه به اينكه خداوند داراي عدل و انصاف و حكمت بالغه است، پس اوست كه مي تواند هركس را بخواهد از ميان بندگان خود براي ارسال پيامش و تبليغ رسالتش و اتمام حجت بر بنده هايش برگزيند. گوشه اي ديگر از درياي بيكران دانش امام هادي (ع) در تاريخ خطيب بغدادي تجلي دارد. او به شهادت خود دانش امام را متذكر شده و در مقام اثبات آن مي گويد: روزي يحيي بن اكثم در مجلس واثق خليفه عباسي كه جمعي از علماء و فقها حضور داشتند، سؤال كرد كه چه كسي سر حضرت آدم (ع) را هنگامي كه حج به جا آورد، تراشيد؟ تمام حضار در پاسخ آن عاجز ماندند، واثق گفت: هم اكنون من كسي كه جواب اين سؤال را بدهد حاضر مي كنم، سپس شخصي را بدنبال حضرت هادي (ع) فرستاد و وي را به دربار خليفه دعوت كرد. امام نيز دعوت را پذيرفت و براي اظهار و بيان حقيقت به دربار واثق رفت. خليفه پرسيد: اي ابوالحسن به ما بگو چه كسي سر حضرت آدم را هنگام حج تراشيد؟ امام فرمود: اي واثق ترا به خدا سوگند مي دهم كه ما را از بيان و جواب آن معاف كني، خليفه گفت: ترا سوگند مي دهم كه جواب را بفرمايي! امام فرمود: اكنون كه قبول نمي كني، پس مي گويم. پدرم مرا از جدم خبر داد و جدم از جدش كه رسول خدا باشد، اطلاع داد كه فرمود: براي تراشيدن سر آدم جبرئيل مأمور شد ياقوتي از بهشت آورد و به سر آدم كشيد تا موهاي سرش بريزد. در مورد جاذبه اجتماعي و نفوذ سياسي امام هادي (ع) فقط مي توان همين را گفت كه يكي از تجليات و تشعشعات پرشكوه خداوند و تابش منبع فياض نور حق در وجود امام هادي (ع) متجلي و منعكس شده و از وجود حضرت نيز مانند آينه اي كه انوار گوناگون را در خود انعكاس مي دهد، ساطع بوده است. كسي را در عصر پيشواي دهم، توان نگاهي ممتد و حتي لحظه اي كوتاه به چهره او نبود. به محض نظر به رخسار پرفروغش آثار ضعف و سستي و ترس بر قلب ها سايه مي افكند. در كتاب هاي تاريخي آمده است كه حضور امام در هر مجلسي مورد تجليل و احترام عميق بود و خواسته و ناخواسته اطرافيان را تحت تأثير و نفوذ قرار مي داد و همنشينان وي همواره آرزوي مجالست و مراودت او را در سر داشتند. با آنكه متوكل بارها در صدد بود تا به بهانه قيام مسلحانه امام دهم را از ميان بردارد، ولى هيچ گاه به اين بهانه دست نيافت. با اين حال، نتوانست حيات شريف آن حضرت را كه مانع خودكامگیهاى او به عنوان محور تفكر اسلامى بود و همچون مركزى كه شيعيان بر گرد آن پروانه وار می چرخيدند، تحمل كند، لذا ايشان را بنا به روايتى، در تاريخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند. امام دهم در حالى كه هشت سال و پنج ماه از عمر شريفشان می گذشت، به مقام امامت نايل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسيدند و در سامرا دفن شدند (صلوات الله وسلامه عليه وعلى آبائه وأبنائه الطاهرين). از بيانات گهربار آن حضرت است كه فرموده اند: (الحكمة لا تنجع في الطبائع الفاسدة): حكمت در نهاد فاسد تأثير نمی كند. در خاتمه بايد متذكر شويم كه امام هادي (ع) اصحاب فراواني دارند كه بسياري از آنها فخر شيعه هستند و از جمله آنها حضرت عبدالعظيم حسني است كه در شهر ري مدفون است. او از اعاظم روات است و حضرت هادي به او خيلي احترام مي گذاردند. او كسي است كه ايمان را خدمت حضرت هادي به اين صورت عرضه داشت: �خدا يکي است و شبيه براي او فرض نمي شود، جسم نيست بلكه خالق جسم است. همه چيز را خلق نموده است و همه چيز به دست او است و او مالك آنها است. محمد صلي الله عليه و آله پيامبر است و او آخر پيامبران است كه پيامبري بعد از او نخواهد آمد و دين او پايان همه اديان است، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب وصّي پيامبر است و بعد از اميرالمؤمنين، حسن و حسين و علي بن حسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و بعد از او فرزندش كه غايب مي شود و روزي ظاهر مي شود و جهان را انبوه از عدل مي كند بعد از آنكه ظلم انبوه باشد.� عبدالعظيم گفت: �اقرار دارم و مي گويم دوست شما دوست خدا و دشمن شما دشمن خدا است. اطاعت شما اطاعت خدا و مخالفت شما مخالفت خدا است. به معراج و سؤال در قبر و بهشت و جهنم و صراط و ميزان اعتقاد دارم و همه آنها حق است و مي دانم كه قيامت آمدني است. و بر واجبات الهي كه نماز، روزه، زكات، حج، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر است اقرار دارم.� حضرت فرمودند: �اي ابوالقاسم اين دين پسنديده است، خداوند را بر آن ثابت بدارد.� عبدالعظيم رحمه الله دين اعتقادي را عرضه داشت زيرا تنها اعتقاد نمي تواند موجب نجات باشد. ديني موجب نجات است كه توأم با عمل باشد. از اين جهت حضرت هادي (ع) ايمان را چنين فرموده اند. ابودعامه مي گويد: به عيادت حضرت هادي رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عيادت من آمدي بر من حقي پيدا كرده اي، براي اداي حقت روايتي از پدرم كه از پدرانش و از اميرالمؤمنين و او از رسول اكرم عليه السلام نقل كرده است مي گويم: قال رسول الله الايمان ما وقّدته القلوب وصدقته الاعمال. ايمان چيزي است كه در دل جايگزين شده است و اعمال، گفتار و كردار آن را تصديق مي كند. از اين جهت در قرآن شريف و روايات اهل بيت فراوان ديده مي شود كه از افرادي كه مرد عمل نيستند سلب ايمان شده است.
مدت عمر
مادر
لقب
فرزندان
چهره
کمالات
ازدواج
ماجرای ازدواج
بازگشت به مدینه
علی بن مهزیار اهوازی، شاگرد امام جواد(ع)
فضل بن شاذان، شاگرد امام جواد(ع)
اهمیت نیکی کردن به مردم
پاسخ شجاعانه
پارسایی امام(ع)
نیکی به والدین
مشورت
سحرخیزی
آرامش
توکّل
آرمانهای انسانی
بردباری و مقاومت
راه تحقق آرزوه
در پیشگاه پروردگار
دنیا از نگاه امام جواد(ع)
اصرار بر گناه
دشمن کیست؟
گواهی تاریخ
عمل بدون دانش
نرمخویی و سازش
انتخاب همنشین
داوری و اظهار نظر ناآگاهانه
علم و فروتنی
خرد و ادب نیکو
گشادهرویی، ویژگی افراد بزرگوار
عوامل موفقیت و عدم پشیمانی




( توضيح : اين آهنگ به ياد شهيد ندا آقا سطلان خوانده شده است )


عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است كه دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشي ديگر ناشي از ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه كراماتي است كه از آن بزرگوار صادر شده است.

| Design By : Night Skin |


